الشيخ رسول جعفريان
219
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
برادر خود به حساب آورده و طبق رسوم جاهلى كسانى شهادت دادند كه او برادر معاويه است ، او به طرفدارى معاويه پرداخته و به صورت يكى از دشمنترين دشمنان آل على عليه السلام در آمد . « 1 » كسرى شاه ايران به نعمان بن منذر دست نشانده خود در حيره مىگويد : آيا در ميان عرب قبيلهاى هست كه بر قبيله ديگر شرافت داشته باشد ؟ مىگويد : آرى . او مىپرسد : به چه چيز ؟ نعمان مىگويد : كسى كه پدر او متوالياً تا سه نفر رياست قبيله را به عهده داشتهاند . « 2 » در قرآن نيز در سورهء تكاثر به اين مطلب اشاره شده است ، آن جايى كه دو گروه از قريش گرد هم نشسته و هر كدام اظهار مىداشتند : ما سرور و رجال و رؤساى بيشترى داريم ؛ ما اموال و افراد زيادترى داريم . وقتى در مورد نفرات زنده به نتيجه نرسيدند به سراغ شمارش اموات رفتند ؛ بنا به نقل بعضى از تفاسير ، آنگاه اين سوره نازل گرديد « 3 » پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : كسى كه خود را منتسب به نُه جد خود كرده و بخواهد كه به واسطهء آنها عزت و كرامت خود را ثابت كند ، او همراه آنها دهمين نفر در جهنّم خواهد بود . « 4 » علم الايام يكى از علوم عرب ، كه به عنوان نوعى « آگاهى علمى » تلقى شده ، آگاهى به « ايام العرب » مىباشد ؛ اين روزها كه بر عرب گذشته روزهايى است كه قتل و كشتار و جنگ و خونريزى بين قبايل مختلف صورت گرفته است ، روزهايى كه براى فاتح افتخار ، و براى مغلوب سرافكندگى محسوب مىشود . اين جنگها نشانگر قدرت فاتح بود ، و از آنجا كه كثرت و قدرت و زور معيار برترى و شرافت بود پس فاتح شريفتر از قبيلهء مغلوب بود ! وسعت اين ايام و در واقع اين جنگها به حدى است كه ادبيات عرب از شعر و خطابه و حتى لغت عرب تا حد زيادى مديون آنها است ؛ خطابهها و شعرهايى كه در اين روزها گفته و سروده شده عموماً براى تحريك يا هجوم دشمن يا مرثيه خوانى بوده كه شاعران هر طرف مىسرودهاند . مغيرة بن زراره اسيدى به يزدجرد مىگويد : دين و شيوه گذشته ما اين بود كه بعضى بعض ديگر را بكشيم . « 5 » مجموعههاى ادبى عرب بسيارى از صفحات خود را به ذكر « ايام العرب » و وقايع آن روزها اختصاص دادهاند . « 6 » آلوسى مىگويد : عرب جاهلى دائماً در جوش و خروش و جنگ و غارت در طلب مجد و كرامت و شرف بوده . . . تا آنجا كه اكثر
--> ( 1 ) . لسان الميزان ، ج 2 ، صص 494 - 493 ( 2 ) . بلوغ الارب ، ج 1 ، ص 282 ( 3 ) . بلوغ الارب ، ج 1 ، ص 279 ؛ الميزان ، ج 20 ، ص 498 ؛ اسباب النزول ، ص 305 ( 4 ) . لسان الميزان ، ج 3 ، ص 50 ( 5 ) . بهج الصباغه ، ج 2 ، ص 168 ( 6 ) . نك : بلوغ الارب ، ج 2 از ص 68 به بعد